X
تبلیغات
رایتل

آقا یکی دی سیلا سیم موه (خاطره ای از سال 60-59 دومین سال معلمی)

11 خرداد 1393 ساعت 08:10 ق.ظ

سال 60-59 سال دوم معلمی ام علاوه بر اینکه مدیر راهنمایی دکتر شریعتی شهر چغابل ( هنوز شهر نشده بود) و مسئول سرکشی به مدارس رومشکان (یکی از شهرستانهای استان لرستان) بودم. سالهای اول انقلاب بود. در آن سال از دانش آموزان کلاس اول ابتدایی امتحان نهایی می گرفتند.

دانش آموزان کلاس اول یکی از روستاهای چغابل و احتمالا روستای رشنو یا لالوند در حیاط مدرسه بدون هرگونه صندلی روی زمین خاکی نشسته بودند. یکی از دانش آموزان کنار دیوار (محل عبور آب حیاط از زیر دیوار) نشسته بود و مشغول جواب دادن به سوالات بود.

یک دانش آموز بزرگ تر (در حدود کلاس پنجم) در پشت دیوار از طریق سوراخ محل عبور آب از زیر دیوار تلاش می کرد تا برای دانش آموز کلاس اول که داخل حیاط نشسته بود، تقلب بگوید.

دانش آموز کلاس اول با حالت ترس و نگرانی و در حالتی که گریه می کرد، به بنده گفت آقا ( یکی دی سیلا سیم موه ) یک نفر از داخل سوراخ برایم تقلب می گوید.

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo